اندیشه نادر






امتیاز موضوع:

  • ۰ رای – ۰ میانگین
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵


موضوعات مشابه …
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  تهیه گزارش های مالی و تنظیم صورت دارایی در شرکت سهامی register1 ۰ ۳۰ ۰۷-۱۰-۲۰۱۷, ۱۱:۳۲ AM
آخرین ارسال: register1
  نحوه تکمیل اعضای هیات مدیره در شرکت سهامی register1 ۰ ۱۸ ۰۴-۱۰-۲۰۱۷, ۰۴:۳۱ PM
آخرین ارسال: register1
  نحوه ثبت تغیرات شرکت با مسئولیت محدود sabticall ۰ ۳۵ ۰۴-۱۰-۲۰۱۷, ۱۲:۲۰ PM
آخرین ارسال: sabticall
  شرایط و تشریفات تبدیل شرکت سهامی خاص به عام register1 ۰ ۵۱ ۲۷-۰۹-۲۰۱۷, ۱۲:۲۸ PM
آخرین ارسال: register1
  لزوم وجود شرکتنامه و اساسنامه در ثبت شرکت بامسئولیت محدود sabticall ۰ ۱۷۲ ۲۳-۰۹-۲۰۱۷, ۰۳:۵۱ PM
آخرین ارسال: sabticall
  تغییر آدرس شرکت بامسئولیت محدود register1 ۰ ۵۳ ۲۰-۰۹-۲۰۱۷, ۱۱:۱۹ AM
آخرین ارسال: register1
  انتقال سهام شرکت با مسئولیت محدود به چه صورت است sabticall ۰ ۶۵ ۰۲-۰۹-۲۰۱۷, ۱۱:۴۰ AM
آخرین ارسال: sabticall
  تشریح مواد مندرج در اساسنامه شرکت سهامی kiasabt ۰ ۴۹ ۲۳-۰۸-۲۰۱۷, ۱۰:۱۷ AM
آخرین ارسال: kiasabt
  شرایط صدور اوراق قرضه پس از ثبت شرکت سهامی عام چگونه است sabticall ۰ ۱۰۴ ۱۹-۰۸-۲۰۱۷, ۰۴:۰۷ PM
آخرین ارسال: sabticall
  انتقال سهام در شرکت سهامی خاص fekre bartar ۰ ۱۳۵ ۳۱-۰۷-۲۰۱۷, ۱۲:۱۱ PM
آخرین ارسال: fekre bartar



کاربران در حال بازدید این موضوع: ۱ مهمان




ادامه مطلب

پنج عنصر کلیدی برند

هنگامی‌که در مورد ” برند ” یا ” برندینگ ” فکر می‌کنید به چه می‌اندیشید ؟ آیا نام تجاری است ؟ آیا عبارت کوتاه Tagline است ؟ ظاهر وب‌سایت شما است ؟ شاید لوگوی معروف شماست ؟

بله ، همه این عناصر مهم هستند، اما تمام این‌ها سطح قابل لمس چیزی که برند می‌پنداریم را تشکیل می‌دهند. به عنوان صاحب یک کسب‌وکار ، نمی‌توانید تمام قدرت و وزن برند خود را بر گردن لوگو گماشته و بار برند را  شانه او بی‌اندازید.

تعریف برند – پنج عنصر اصلی برند

برند عبارت است از داستان برند ، داستانی که هدفش ایجاد ارتباط بین مشتری و شرکت است . داستان برند به دنبال ایجاد یک مفهومی در قلب و ذهن مخاطب است.

مدیرعامل شرکت آمازون می‌گوید : هنگامی شما از اتاق خارج می‌شوید ، دیگران در مورد شما چیزهایی می‌گویند ، این همان برند است.

”Your brand is what people say about you when you leave the room.”

اینجاست که قبل از فکر به خلاقیت ، لوگو و یا بازاریابی ، مهم آن است که به آنچه واقعا باید در برند وجود داشته باشد  ، بی اندیشید. در ادامه به بیان آنچه باید در برند در نظر داشت خواهم پرداخت تا ببینیم چه نکاتی در برند از سایر موارد مهم‌تر است.

۵ عنصر اصلی برند

اولین گام در مراحل برندسازی عبارت است از تعریف و شناخت “چرایی” وجود برند است. علت انتخاب کاری که انجام می‌دهید ، چیست ؟ علت وجودی کسب‌وکارتان چیست ؟ چرا انجام آن مهم است ؟

در خصوص چرایی،  ویدیویی از TED با سخنرانی آقای سایمون وجود دارد تحت Start With Why که گفته می‌شود ، هر رهبر یا مدیری باید پیش از هر چیزی به این سوال پاسخ دهد. او توضیح می‌دهد که علت اصلی موفقیت بزرگ‌ترین برندهای جهان ( اپل ، آدیداس ، گوگل … ) به خاطر کاری که انجام می‌دهند یا روش انجام آن نیست، بلکه به علت آن است که می‌دانند که چرا این کار را انجام می‌دهند.

استارباکس تنها یک مغازه زنجیره‌ای فروش قهوه نیست. آنان در حال ارائه محل سومی بین محل کار تا منزل هستند. این برند به دنبال خلق تجربه حداکثری برای مشتریانش است.هدف برند ، ایجاد انگیزه برای تیم کارکنان و مشتریان است که خود بخشی از داستان برند است.

در بازاری که حضور دارید ، در بین برندهای موجود دارای جایگاهی هستید . جایگاه برند عبارت است از فضای منحصر به فرد برند در ذهن مخاطب هدف و بازار مد نظر. در هنگام تعریف و استقرار جایگاه برند ، ۳ سوال اساسی باید مطرح گردد که میتواند موجب تمایز برند و انتخاب آن به جای جایگزین شدن برندتان گردد :

۱- برند شما در چه طبقه و رده‌ای دسته‌بندی شده است ؟

باید درک دستی از  بازاری را که میخواهید بر آن مسلط شوید را داشته باشید.جایی که فرصت برای شما وجود دارد.

۲- چه کسی بهترین مخاطب هدف ماست ؟

شما نمی‌توانید و نباید همه چیز برای همه کس ، محصول یا خدمتی داشته باشید. باید مشتریان هدف را محدود کنید تا به مشتریان ایده آل خود دستیابید، در این حالت نیازهای واقعی آنان را به درستی درک نمایید.

۳- چه چیزی شما را از رقابایتان متمایز مینماید ؟

هر برندی باید داستان برندی منحصر به فرد برای بازار خود داشته باشد. چه عاملی سبب میگردد تا برند به یک چهره محبوب و سرشناس در اندیشه نادر خود تبدیل گردد. در این مسیر برند شخصی ( برند فردی ) Personal Brand نیز بسیار مهم میگردد. گاه محصولات و خدمات مشابه در بازار وجود دارد، اما فقط یه دونه از شما در بازار است.

اگر بتوانید به این سوالات به دقت پاسخ دهید ، میتوانید به جایگاه قدرتمند مدنظرتان دستیابید.

در زندگی شخصی ، هنگامی که قصد ایجاد حس اعتماد در دیگران را داریم ، به آنان قول میدهیم. یک کسب و کار نیز در زمان برقراری ارتباط با مشتری مخاطب ، برای حس اعتماد در وی ” به وی قول‌هایی میدهد. هنگامی که یک برند ، یک قول را ارائه میدهد، در حال گارانتی نمودن ارائه ارزشی به مشتریانش است که قصد دارد به آنان منتقل نماید.

در بسیاری موارد، قول برند ، لایه خارجی جایگاه برند است ، که پاسخی به انتظارات مشتریان است. برای مثال، قول برند وال مارت ؛ خرده فروشی محصولات با قیمت بسیار پایین است. قول برندتان بر اساس جایگاه‌تان چیست ؟

اگر بتوانید برندتان را غالب یک شخص تعریف نمایید – کدام شخصیت انسانی را ترجیح میدهید ؟ با اعتماد به نفس ؟ جدی ؟ با حال ؟

اگر ساخت شخصیت برند ، الویت شما باشد – چه ویژگی منحصر به فرد و جذابی باید برای برندتان ایجاد نمایید تا معرف کسب و کارتان باشد. شخصیت برند در خصوص رفتار، گفتار و روش برخورد برند با جهان پیرامون خود توضیح میدهد. شخصیت برند جنبه احساسی و ارتباطی برند را مدنظر دارد.

معرفی و بیان شخصیت منحصر به فرد شما نه تنها به شما کمک می کند که به طور احساسی با مخاطبین خود ارتباط برقرار کنید، بلکه باعث می شود که نام تجاری شما توسط دیگران در زمان یک بازار مشخص به راحتی قابل تشخیص باشد.عامل کلیدی این است که در زمان شکل دادن تجربه برند، شخصیت معتبر برند خود را به صورت درخشانی به مشتری نشان دهید.

لوگو یکی از عناصر مهم هویت برند ( هویت بصری برند ) است. لوگو و عبارت کوتاه ، رنگ‌های انتخاب‌شده برای وب‌سایت و نام تجاری ، همه جزء سیستم هویت برند است. آیا هویت برند ، برای به تشخیص و فراخوانی سریع نام تجاری در ذهن مشتری ، نقش اصلی را بر عهده دارد ؟ بسیاری از افراد ، سعی دارند تا تنها از طریق سمبل‌ها و نشان‌های مرتبط با برندشان ، هویتی برای برندشان خلق نمایند که این کاری بسیار اشتباه است. زیرا برند را فقط نباید از روی مشخصات چهره‌اش، تشخیص و به یاد آورد ، بلکه باید سایر عناصر حسی و به ویژه صدا ، بسیار مهم هستند. فرض کنید که یک فیلم جالب را بدون صدا تماشا می‌کنید، شاید محتوای آن را متوجه شوید، اما از تماشای آن فیلم لذت کامل را نمی‌برید. اگر صدا مهم نبود برای بهترین موسیقی فیلم ، جایزه اسکار اختصاص نمی‌دادند.

 

بنابراین باید بدانید که برند همان لوگو نیست. برند وسیله‌ای برای ایجاد ارتباط بین انتظارات ، تجربیات ، قول‌ها ، فواید و عناصر هویت بصری برند است که داستان برند را به میزان گسترده‌ای توزیع می‌نماید.

 

تلگرام خبرنامه مدیریت تجارتمطالب این سایت شامل حمایت از حق مؤلف و مترجم بوده و هرگونه کپی برداری بدون درج لینک منبع پیگرد قانونی دارد.


ادامه مطلب

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید ماکان باند یه لحظه نگام کن

سوپرایزه ویژه ماکان بند با آهنگی بنام یه لحظه نگام کن هم اکنون از آپ موزیک ، با متن آهنگ و کیفیت عالی…

Download New Song By : Macan Band – Ye Lahze Negam Kon With Text And Direct links In UpMusic

Capture 3 دانلود آهنگ جدید ماکان باند یه لحظه نگام کن

متن آهنگ یه لحظه نگام کن ماکان باند

♪♪♫♫♪♪♯ … بزودی … ♪♪♫♫♪♪♯

توضیحات ماکان باند در اینستاگرام : موزیک جدید یه لحظه نگام کن

ماکان باند یه لحظه نگام کن

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید ماکان باند یه لحظه نگام کن

ادامه مطلب

حقوق نوع دوستي The right of Humanitarian Assistance
حق بر كمك بشر دوستانه آنچه كه بنظر در حقوق داخلي ميتوان براي آن تقريباً معادلي يافت كه عنوان بدان داده است قانون مجازات خودداري از كمك به مصدومين و مجروحين و رفع مخاطرات جاني مصوب ۲۷/۳/۵۴ است.
اين حق شامل افراد براي تقاضاي كمك بشر دوستانه در مواقعي كه قرباني حوادث اضطراري اعم از طبيعي و ساخته بشر گرديده و بقاي آنها در معرض مخاطره قرار گرفته و از تامين نيازهاي اساسي خود محروم شده‌اند و هم حق سازمانهاي بين المللي صالح براي ارائه كمكهاي بشردوستانه، وقتي اوضاع و احوال مانع تقاضا توسط قربانيان شود.
مسلماً در وهله اول با توجه به تكاليف دولتها در قبال اتباع و سكنه، مسئوليت اوليه براي مراقبت از قربانيان حوادث اضطراري بر عهده آنان است. ليكن در صورتي كه قادر يا مايل به ارائه كمك نباشند در آن صورت به سازمانهاي بين المللي و ملي صالح در اين زمينه مثل كميته صليب سرخ، كميسارياي عالي ملل متحد براي پناهندگان و يونيسف و سازمان بهداشت جهاني اجازه ارائه كمك به نيازمندان را داده و انجام اين امر را تسهيل نمايند.
تعريف: هيچيك از اسناد حقوق بشر آنرا تعريف نكرده‌اند.
ليكن شوراي امنيت با تصويب قطعنامه ۶۸۸ در ۵ آوريل ۱۹۹۱ اين حق را مورد تاييد قرار داد. شورا در بند ۳ سند مزبور، اصرار مي‌كند كه عراق اجازه دسترسي فوري سازمانهاي بين المللي بشر دوستانه را به كليه افراد نيازمند كمك در كليه نقاط عراق بدهد و تسهيلات لازم براي عمليات آنها را فراهم نمايد به اين ترتيب شوراي امنيت در يك وضعيت اضطراري خاص كه وضع اَسُفبار آوارگان عراقي صلح و امنيت بين المللي در منطقه را مورد تهديد قرار داده است. اقدام به شناسائي حق بر كمك بشر دوستانه مي‌نمايد.
در قطعنامه ۶۸۷ نيز ممنوعيت خريد و فروش با عراق بجز تجهيزات بهداشتي و داروئي مي‌دانند. (بند ۲۰ و۲۴)
در قطعنامه ۱۴۷۲ كه عمده ترين مبحث در مورد كمكهاي انسان دوستانه است و برنامه نفت در برابر غذا را پايه گذاري نموده است.
حق بر كمك بشر دوستانه را مي‌توان از برخي حقوق اساسي بشر از حيث اجراي آنها استنباط كرد. در واقع در مواقع نقض يا محروميت گسترده از اين حقوق اساسي تضمين رعايت و اجراي آنها، مستلزم ارائه كمكهاي بشر دوستانه و تكليف دولت مربوطه به قبول و ارائه اين كمك‌هاست.
هدف اصلي كمك بشر دوستانه كاستن آسيب پذيري قربانيان از طريق تامين نيازهاي حياتي آنها به غذا، سرپناه، دارو، خدمات پزشكي و تامين امنيت آنها بعنوان مثال از طريق ايجاد مناطق امن است انجام عمليات امدادي بشر دوستانه در شرايط جنگ داخلي در سرزمين يك دولت بمنظور كمك به آوارگاني كه در آن كشور به سر مي‌برند بسيار دشوار است به ويژه وقتي كه افزايش آسيب پذيري غير نظاميان يك روش جنگي و از اهداف متخا صمین باشد چنانكه سياست پاكسازي قومي از اهداف جنگ صربها در بوسني هرزگوين بود.
در حقوق بين الملل بشر دوستانة قابل در مخاصمات مسلحانه به ويژه مخاصمات مسلحانه بين المللي حق بر كمك بشر دوستانه به طور غير مستقيم براي گروه‌هاي مختلف قربانيان جنگ شناخته شده است وفق ماده ۳ مشترك كنوانسيونهاي ژنو متعاهدين ملزمند كه در مورد مخاصمات مسلحانه غير بين المللي كه در سرزمين آنها روي مي‌دهد با اشخاصي كه در مخاصمه‌ها شركت فعالي ندارند از جمله اعضاي نيروهاي مسلح كه سلاح خود را به زمين نهاده‌اند و كساني كه به دلايلي چون بيماري، جراحت، اسارت، ديگر در جنگ شركت ندارند در كليه شرايط رفتار انساني داشته باشند، بدون تبعيض از حيث نژاد، رنگ، مذهب يا عقيده، جنسيت وغيره ماده (۲) ۱۸ پروتكل ۲ الحاقي به كنواسيونهاي ژنو دول طرف اين پروتكل را چنانچه از متخاصمين جنگهاي غير بين المللي باشند ملكف مي‌نمايد كه در صورت فقدان ملزومات اساسي براي بقاي غير نظاميان از قبيل مواد غذايي و دارويي و عمليات امدادي صرفاً بشر دوستانه را اجرا نموده يا بپذيرند، اين تعهد حقوقي كه محدودكننده حاكميت دولتهاست نيست. عمليات امدادي بشر دوستانه در حق غير نظاميان حتي آن عده كه در منطقه تحت كنترل شورشيان به‌سر مي‌برند اعمال مي‌گردد.
پيشنهاد ارائه كمك بشر دوستانه از سوي اشخاص ثالث اعم از آنكه از سوي سازمانهاي بين المللي داراي اهداف بشر دوستانه به عمل آمده باشد يا از طرف يك دولت، در مواردي كه حكومت مربوطه قادر به ارائه كمك نباشد مداخله در امور داخلي دولت ديگر محسوب نمي‌شود. ديوان بين المللي دادگستري از قضيه نيكاراگوئه بيان داشت «هيچ ترديدي نمي تواند وجود داشته باشد كه ارائه كمك دقيقاً بشر دوستانه به اشخاص يا نيروها در كشور ديگر را، ارتباط يا اهداف سياسي آنها هرچه باشد، نميتوان مداخله غير قانوني يا بهر نحو ديگر مغاير حقوق بين الملل تلقي نمود.
شوراي امنيت در اين راستا مي تواند با توسل به فصل ششم توصيه يا فصل هفتم اقداماتي را انجام دهد.
ارائه كمك بشر دوستانه بايد بر طبق ۱- اصول انسانيت ۲- بي طرفي ۳- عدم جانبداري ۴- با رضايت دولت مربوطه و اصولاً بر مبناي تقاضاي آن دولت صورت پذيرد و حاكميت، تماميت ارضي و وحدت ملي دولتها محترم شمرده شود.
بحثي كه مطرح مي‌گردد اين است كه تفاوت مداخله بشر دوستانه و كمكهاي انسان دوستانه چيست؟ چون در هر دو قدر مشترك كمك به حفظ جان اتباع خود يا اتباع دولتهاي ثالث است ليكن در كمكهاي انسان دوستانه استفاده از زور كه عنصر اساسي مداخله بشر دوستانه است، وجود ندارد.
و علي اي حال اين عنصر نيز ممكن است از بين برود اگر شوراي امنيت تشخيص دهد كه ممانعت از رسيدن كمكها به دست نيازمندان در كشور مربوطه به حدي است كه صلح و امنيت بين المللي را مورد تهديد قرار مي‌دهد. در واقع اين وضع در مورد سومالي پيش آمد فقدان حكومت مركزي جنگ داخلي، عدم امكان اجراي نظم و قانون توسط مقامات محلي مشكلات مربوط به تحويل كمكهاي بشر دوستانه به مردم غيرنظامي كه بقايشان در معرض مخاطره بود از جمله غارت و چپاول محموله‌هاي امدادي كه عمليات امدادي متوالي را با شكست مواجه نموده بود موجب گرديد كه شوراي امنيت تحويل كمكهاي بشر دوستانه و توزيع آنها ميان نيازمندان را با مداخله نيروي مسلح تضمين نمايد. قطعنامه ۷۶۷ شورا ارائه كمكهاي بشر دوستانه در سومالي را عنصر مهم مالي شورا براي اعاده صلح و امنيت بين المللي در منطقه تلقي مي‌نمايد و سرانجام شوراي امنيت به موجب قطعنامه ۷۹۴ با اقدام بر طبق فصل هفتم منشور، به دبير كل و دول عضو همكاري كننده براي اجراي پيشنهاد دولت امريكا اجازه مي دهد كه با استفاده از كليه وسايل لازم از جمله با توسل به زور محيطي امن را براي عمليات امدادي بشر دوستانه در سومالي ايجاد نمايند.
به شوراي امنيت در قطعنامه‌هاي متعددي درخواست تحويل بدون درنگ محموله هاي امدادي را به غير نظاميان سارايو و ساير نقاط بوسني هرزگوين مي‌نمايد.
گرچه استفاده از نيروي مسلح براي تحقق اهداف بشر دوستانه صورت گرفته است اما بدون احراز تهديد بر صلح و با نقض صلح و در اقدام بر طبق فصل هفتم منشور، مداخله بشر دوستانه توسط شوراي امنيت امكان پذير نخواهد بود.
تضمين كمك رساني بشردوستانه:
بموجب بند ۳ ماده ۸ اساسنامه ديوان كيفري بين المللي «هدايت عمومي حملات بر ضد كاركنان تاسيسات، مواد، واحدها يا وسايل نقليه اي كه در كمك رساني بشر دوستانه يا ماموريتهاي حفظ صلح به موجب منشور ملل متحد به كار گرفته مي‌شوند، مادام كه آنها از حمايتي برخوردارند كه به غير نظاميان يا اهداف غير نظامي به موجب حقوق بين الملل منازعات مسلحانه داده شده است.»
بنابراين دستور حمله يا حمله به موارد وسايل نقليه كمكهاي بشر دوستانه جنايت جنگي تلقي مي‌گردند.

ادامه مطلب

نویسندگان:  احمدي سيروس*
 
 * گروه جامعه شناسي، دانشگاه ياسوج
 
چکیده: 

پژوهش حاضر به بررسي تمايل به نوع دوستي در روابط اجتماعي و عوامل موثر بر آن در شهر ياسوج پرداخته و تلاش کرده است اولا ميزان تمايل به نوع دوستي را در بين شهروندان تعيين و سپس ارتباط آن را با همدلي، مسووليت اجتماعي، تحليل هزينه و پاداش و متغيرهاي جمعيتي (سن، جنس، وضع تاهل، ميزان تحصيلات و قوميت) بررسي نمايد. روش به کار رفته در اين پژوهش، روش پيمايشي است. جمعيت آماري کليه افراد ۶۵-۱۵ ساله شهر ياسوج هستند که ۳۸۶ نفر به عنوان نمونه تعيين و با استفاده از روش نمونه گيري تصادفي چند مرحله اي انتخاب شدند. ابزار تحقيق، پرسشنامه مي باشد که جهت تعيين اعتبار آن از روش اعتبار سازه به کمک تکنيک تحليل عاملي و جهت تعيين پايايي از شيوه هماهنگي دروني به روش آلفاي کرانباخ استفاده شده است. نتايج پژوهش در راستاي پاسخ به هدف اوليه پژوهش بيانگر آن هستند که ميانگين نمره نوع دوستي از ميانگين واقعي، به طور معناداري بيشتر است.
در راستاي اهداف اختصاصي، نتايج پژوهش نشان مي دهند همدلي تاثيري بر نوع دوستي ندارد اما مسووليت اجتماعي و تحليل هزينه-پاداش مادي تاثير معناداري بر نوع دوستي دارند. ضمن آنکه روابط بين ابعاد هر يک از متغيرها با متغير وابسته نوع دوستي بيانگر تعاملات معنادار و پيچيده اي در بين آنهاست.

 
كليد واژه: نوع دوستي، مسووليت اجتماعي، همدلي، تحليل هزينه و پاداش
 
  [عکس: pdf-v.gif]

ادامه مطلب

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده دروغ بود

هم اکنون ترانه بسیار زیبای عماد طالب زاده بنام دروغ ♫ دانلود کنید و لذت ببرید ♫

شعر : پژواک / آهنگسازی : عماد طالب زاده / تنظیم کننده : ABZ

Download New Song By : Emad Talebzadeh – Dorogh Bod With Text And Direct Links In UpMusic

Capture 2 دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده دروغ بود

متن آهنگ دروغ بود عماد طالب زاده

♪♪♫♫♪♪♯

دروغ بود
گفتی که تنهام نمیزاری

♪♪♫♫♪♪♯ شعر : پژواک ♪♪♫♫♪♪♯
دروغ بود
هیچ کسی جام نمیاری
دروغ بود
تو خودت گفتی دوسم داری

♪♪♫♫♪♪♯ آهنگسازی : عماد طالب زاده ♪♪♫♫♪♪♯
ولی
دروغ بود
دروغ بود
وقتی می رفتی منو اصلا ندیدی

♪♪♫♫♪♪♯ تنظیم کننده : ABZ ♪♪♫♫♪♪♯
رو تموم آرزوهام خط کشیدی
من چکار کردم که این جوری بریدی

♪♪♫♫♪♪♯

عماد طالب زاده دروغ بود

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید عماد طالب زاده دروغ بود

ادامه مطلب

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید محمد زند وکیلی دلتنگی

امروز برای شما کاربران آپ موزیک ترانه زیبای دلتنگی از محمد زند وکیلی را با متن آماده کرده ایم

شعر : مهدی ایوبی / آهنگسازی : علیرضا افکاری / تنظیم کننده : مجتبی اسد پور

Download New Song By : Mohammad Zand Vakili – Deltangi With Text And Direct Links In UpMusic

Mohammad Zand Vakili Deltangi دانلود آهنگ جدید محمد زند وکیلی دلتنگی

متن آهنگ دلتنگی محمد زند وکیلی

♪♪♫♫♪♪♯
چیزی غیر از سکوت با من نبود از کسی که صدامو گرفت
با گریه مومنم به خنده ی اون که جای خدامو گرفت♪♪♫♫♪♪♯
خدامو گرفت
دلتنگی تا ابد سهم منه از کسی که منو جا گذاشت
راه برگشتنو بسته بود اونکه رفتو درو وا گذاشت

♪♪♫♫♪♪♯ شعر : مهدی ایوبی ♪♪♫♫♪♪♯
درو وا گذاشت
از خونه چی مونده برام جز درو دیوار این روزا انگار روزای آخرمه
بیرون هوا صافه ولی پا به پای من باریده امشب ابری که رو سرمه
دل کم طاقتم مونده بی آرزو من بی تو باید چه کنم

♪♪♫♫♪♪♯ آهنگسازی : علیرضا افکاری ♪♪♫♫♪♪♯
حال خوبم کجاست خنده های تو کو من بی تو باید چه کنم
من نفس میبرم تو به دادم برس من زمین میخورم تو به دادم برس
من بی تو باید چه کنم من بی تو باید چه کنم ♪♪♫♫♪♪♯
از خونه چی مونده برام جز درو دیوار این روزا انگار روزای آخرمه
بیرون هوا صافه ولی پا به پای من باریده امشب ابری که رو سرمه

♪♪♫♫♪♪♯

محمد زند وکیلی دلتنگی

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید محمد زند وکیلی دلتنگی

ادامه مطلب

مقاله ۱، دوره ۱۰، شماره ۳۸، تابستان ۱۳۹۶، صفحه ۹-۲۵  [عکس: xml1.png]
نوع مقاله: پژوهشی
نویسنده
حبیب اله ابوالحسن شیرازی [عکس: mail.gif]
دانشیار گروه روابط بین الملل، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
چکیده
چکیده
نقش آفرینی تشکلهای غیردولتی درحقیقت تبلور حضور رسمی و سازمان یافته مردم  یک کشور در روابط خارجی و روند تعاملی جامعه جهانی تلقی می­شوند؛ از این رو انجمن­های دوستی یکی از بازیگران ﻣﺆثر حوزه دیپلماسی عمومی به شمار می­روند. تحولات دهه­های اخیر در عرصه بین­الملل نشانگر این واقعیت است که نقش انجمن­های دوستی و نهاد­های مردمی و تشکل­های غیر رسمی در معادلات جهانی رو به گسترش و به موازات آن، نقش دولت­ها در این ارتباط رو به کاستن است. از آنجائی که انجمن­ها در دو عرصه کلیدی یعنی روابط میان ملت­ها و محیط بین­المللی ایفای نقش می­نمایند حوزه فعالیت و کنشگری آنها بسیار گسترده و وسیع ارزیابی می­شود.
امروزه پیروی صرف از شیوه‌های کلاسیک به هیچ وجه پاسخگوی نیاز‌های دیپلماسی نوین نیست. افزایش توان دستیابی به حجم وسیع اطلاعات و سرعت انتقال آن‌ها به مخاطبان در اقصی نقاط جهان، مدیریت سیاست خارجی توسط دولت‌ها را به چالش کشیده است. مدل‌های سنتی سلسله مراتبی در سایه تکنولوژی ارتباطات، به­ طور ناخواسته نقش خود را به شبکه‌های پیچیده و بدون کنترل مرکزی سپرده و دیپلماسی در یک مکانیسم درهم تنیده دولت، رسانه‌ها، افکار عمومی قابل تفسیر است. از سوی دیگر  بدون شک، مدت‌ها است که دوران سیطره و یکه تازی قدرت سخت سپری شده و در جهان مدرن و پسامدرن، آنچه بیش از هر عامل دیگر، جهت و روند امور را در روابط میان دولت‌ها و به­خصوص ملت‌ها تعیین می‌کند قدرت اندیشه، گفتگو، قلم، درک متقابل، و ارتباطات انسانی است.
نیل به مقاصد سیاسی، امنیتی و اقتصادی، همواره از مهم‌ترین اهداف کشورها در تدوین و اعمال سیاست خارجی‌شان بوده است. برای تحصیل این مقاصد، کشورها عمدتاً و به طور سنتی نوعی دیپلماسی مبتنی بر رویکردها و ابزارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی را در پیش می‌گیرند؛ با این همه، در سالهای اولیه هزاره سوم، رویکردهای نسبتاً جدیدی در دیپلماسی مطرح شده که توجه افزون‌تر و ﺗﺄکید بیشتر بر راهکارها و ابزارهای فرهنگی را به مسئولان و طراحان سیاست خارجی توصیه می­نماید. این مقاله بر آن است تا ضمن تبیین دیپلماسی فرهنگی به نقش انجمن­های دوستی در روابط بین­الملل و ﺗﺄثیرگذاری عوامل فرهنگی بر دیپلماسی و چگونگی استفادة مؤثر از «قدرت نرم» در پیشبرد دیپلماسی کشورها را مورد بررسی قرار دهد.
کلیدواژه ها
دیپلماسی فرهنگی؛ انجمن‌های دوستی؛ روابط بین‌الملل
عنوان مقاله [English]
Cultural Diplomacy and the Role of Friendship Communities in International Relations
نویسندگان [English]
Habibollah Abolhassan Shirazi
Faculty of Political Science, Islamic Azad University, Central Tehran Branch, Tehran, Iran
چکیده [English]
Abstract:
The role of nongovernmental organizations is, in fact, the crystallization of the formal and organized presence of a country’s people in foreign relations and the interactive process of the international community; hence friendship associations are among the most effective actors in the field of public diplomacy. Recent developments in the international arena illustrate the fact that the role of friendship associations and popular institutions and unofficial organizations in the global equilibrium is expanding, and along with that, the role of governments in this connection is shrinking. Since they are involved in two key areas, namely, relations between nations and the international environment, their field of activity is very broad and wide-ranging.
Today, the mere pursuit of classical practices does not in any way meet the needs of modern diplomacy. Increasing the ability to access large volumes of information and the speed of their transmission to audiences around the globe has challenged foreign policy management by governments. Traditional hierarchical models, in the light of communication technology, unwittingly translate their role into complex and uncontrolled networks, and diplomacy can be interpreted in an interlocking mechanism of government, the media, and public opinion. On the other hand, undoubtedly, for a long time, the pre-emptive era of hard power has passed, and in the modern and postmodern world, what more than any other factor determines the direction and process of affairs in the relations between states, and in particular the nations, the power of thought, dialogue, Pen, mutual understanding, and human communication.
Achieving political, security and economic goals has always been one of the main goals of countries in formulating and enforcing its foreign policy. In order to study these goals, countries have traditionally embraced diplomacy based on political, military, and economic approaches. Nevertheless, in the early years of the third millennium, relatively new approaches to diplomacy have been put forward, with more attention and more emphasis recommends strategies and tools for foreign policy officials and designers. This article aims to explore cultural diplomacy as the role of friendship associations in international relations and the impact of cultural factors on diplomacy and how to effectively use “soft power” in advancing diplomacy in countries.
کلیدواژه ها [English]
Cultural Diplomacy, Friendship Forums, International Relations
سایر فایل های مرتبط با مقاله
[عکس: download.png] Fas 38-1.pdf

اصل مقاله

دیپلماسی فرهنگی و نقش انجمن های دوستی در روابط بین الملل

 

حبیب اله ابوالحسن شیرازی[b][1][/b]

دانشیار گروه روابط بین الملل، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

(تاریخ دریافت ۱۵/۴/۹۶- تاریخ تصویب ۱۵/۶/۹۶)

 
چکیده
نقش آفرینی تشکلهای غیردولتی درحقیقت تبلور حضور رسمی و سازمان یافته مردم  یک کشور در روابط خارجی و روند تعاملی جامعه جهانی تلقی می­شوند؛ از این رو انجمن­های دوستی یکی از بازیگران ﻣﺆثر حوزه دیپلماسی عمومی به شمار می­روند. تحولات دهه­های اخیر در عرصه بین­الملل نشانگر این واقعیت است که نقش انجمن­های دوستی و نهاد­های مردمی و تشکل­های غیر رسمی در معادلات جهانی رو به گسترش و به موازات آن، نقش دولت­ها در این ارتباط رو به کاستن است. از آنجائی که انجمن­ها در دو عرصه کلیدی یعنی روابط میان ملت­ها و محیط بین­المللی ایفای نقش می­نمایند حوزه فعالیت و کنشگری آنها بسیار گسترده و وسیع ارزیابی می­شود.
امروزه پیروی صرف از شیوه‌های کلاسیک به هیچ وجه پاسخگوی نیاز‌های دیپلماسی نوین نیست. افزایش توان دستیابی به حجم وسیع اطلاعات و سرعت انتقال آن‌ها به مخاطبان در اقصی نقاط جهان، مدیریت سیاست خارجی توسط دولت‌ها را به چالش کشیده است. مدل‌های سنتی سلسله مراتبی در سایه تکنولوژی ارتباطات، به­ طور ناخواسته نقش خود را به شبکه‌های پیچیده و بدون کنترل مرکزی سپرده و دیپلماسی در یک مکانیسم درهم تنیده دولت، رسانه‌ها، افکار عمومی قابل تفسیر است. از سوی دیگر  بدون شک، مدت‌ها است که دوران سیطره و یکه تازی قدرت سخت سپری شده و در جهان مدرن و پسامدرن، آنچه بیش از هر عامل دیگر، جهت و روند امور را در روابط میان دولت‌ها و به­خصوص ملت‌ها تعیین می‌کند قدرت اندیشه، گفتگو، قلم، درک متقابل، و ارتباطات انسانی است.
نیل به مقاصد سیاسی، امنیتی و اقتصادی، همواره از مهم‌ترین اهداف کشورها در تدوین و اعمال سیاست خارجی‌شان بوده است. برای تحصیل این مقاصد، کشورها عمدتاً و به طور سنتی نوعی دیپلماسی مبتنی بر رویکردها و ابزارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی را در پیش می‌گیرند؛ با این همه، در سالهای اولیه هزاره سوم، رویکردهای نسبتاً جدیدی در دیپلماسی مطرح شده که توجه افزون‌تر و ﺗﺄکید بیشتر بر راهکارها و ابزارهای فرهنگی را به مسئولان و طراحان سیاست خارجی توصیه می­نماید. این مقاله بر آن است تا ضمن تبیین دیپلماسی فرهنگی به نقش انجمن­های دوستی در روابط بین­الملل و ﺗﺄثیرگذاری عوامل فرهنگی بر دیپلماسی و چگونگی استفادة مؤثر از «قدرت نرم» در پیشبرد دیپلماسی کشورها را مورد بررسی قرار دهد.
واژه های کلیدی: دیپلماسی فرهنگی، انجمن­های دوستی،روابط بین­الملل.
مقدمه
در دوره عصر روابط فرهنگی، گشودن عرصه­های جدید در روابط فرهنگی بین ملت­ها و رویکرد به شیوه­ها و ابتکارات بدیع از اهمیت خاصی برخوردار شده­اند. شکل­گیری دیپلماسی فرهنگی در تداوم این جریان قرار دارد و سبب شده تا از آن به عنوان ابزاری کارآمد و قدرت­آفرین در صحنه معادلات جهانی بهره گرفته شود و موجبات ارتقاء و توسعه سطح روابط بین دولت­ها و رشد تفاهم ملت­ها و تقویت پیوندهای منطقه­ای و جهانی فراهم گردد. چنان که دیپلماسی فرهنگی امروزه اهمیت بسزایی در ﺗﺄمین منافع بلند مدت و امنیت ملی هر کشور داشته و سبب بهبود وجهه ملی، ﺗﺄثیر و نفوذ در افکار عمومی وگسترش مبادلات و ارتباطات فرهنگی در کشورها شده است.
از سوی دیگر، دیپلماسی فرهنگی در تقویت جایگاه جهانی، قدرت ملی و کاهش تهدیدات امنیتی هر کشور نقش تعیین کننده­ای یافته است. از این رو ایجاد رابطه با انجمن­های دوستی، نهادهای غیر دولتی، شبکه­ها و بازیگران جامعه مدنی در کشورهای دیگر و نقش آفرینی آن­ها در دیپلماسی فرهنگی به عنوان جریان­های تحلیل­گر و موجد قدرت نرم فرهنگی برای نفوذ و ﺗﺄثیرگذاری بیشتر، از راهبردهای سرنوشت­ساز در عرصه روابط بین­المللی می­باشد.
سه ویژگی داوطلبانه بودن، غیر انتفاعی بودن و غیر سیاسی بودن موجب شده تا این انجمن­ها و سازمان­ها با خودجوشی، مشارکت­پذیری، قانون­مندی و مسئولیت­پذیری در حوزه روابط فرهنگی بین­المللی حضور یافته و با قابلیت انعطاف بیشتر برای عملیاتی ساختن اهداف خویش، کاهش آسیب­پذیری، نفوذ آسان­تر در جامعه هدف، اثرگذاری مطلوب و شایسته­تری را پدید آورند.
بدین ترتیب، ظهور و بروز انجمن­های دوستی و نهادهای غیردولتی، صحنه روابط جهانی و بین­المللی را با تحول روبرو ساخت. این نهادها هم اکنون به عناصر گریز­ناپذیر حیات جمعی انسان­ها در جوامع داخلی و جامعه جهانی تبدیل شده­اند؛ به­ویژه آن که فعالیت فرهنگی چنین نهاد­هایی، می­توانند امکانات، فرصت­ها و ظرفیت­های بسیاری در اختیار نهادها و تصمیم­گیران روابط فرهنگی بگذارد، تا بدین وسیله امکان ایجاد تحول در روابط فرهنگی برای دستیابی به آرمان­های متعالی و ارزش­های دینی و انسانی از گذر خلق ابزارها و شیوه­های نوین حاصل آید. لذا در شرایط جدید حاکم بر مناسبات جهانی در گستره فرهنگ، انجمن­های دوستی به عنوان نمادی از سازمان­های غیر دولتی و تبلوری از علاقه­مندی گروه­های انسانی به سرنوشت مشترک بشریت ایفای نقش خواهند نمود.
سوال اصلی مقاله آن است که جایگاه و نقش عمده انجمن­های دوستی در توسعه دیپلماسی فرهنگی و روابط بین الملل چیست؟ فرضیه بدین ترتیب مطرح می­گردد که نقش عمده انجمن­های دوستی، شناخت سیاست­های فرهنگی کشورهای مبدﺃ و مقصد، کسب وجهه بین­المللی در میان اقوام و ملت­ها و اثر­گذاری بر رفتار آن­ها و ایجاد نهادهای علمی، فرهنگی جدید به منظور برقراری روابط پایدارتر در بین جوامع مختلف می­باشد.
مبانی نظری: دیپلماسی فرهنگی
اگر دیپلماسی را «فن مدیریت تعامل با جهان خارج» توسط دولت­ها بدانیم، ابزارها و سازوکارهای متعددی برای اعمال این مدیریت می‌توان به کار گرفت. از آنجا که ملاحظات «سیاسی»، «اقتصادی» و «امنیتی» به طور سنتی سه حوزة بنیادین در مباحث سیاست خارجی را تشکیل می‌دهد؛ لذا در عرف نظام بین‌الملل، سیاست خارجی کشورها با هدف ﺗﺄمین منافع ملی کشور در سه حوزة پیش‌گفته طراحی و با سازوکارها و ابزارهایی از همین سه جنس عملیاتی و اجرایی می‌شود. با این همه، به باور بسیاری از صاحب‌نظران علم روابط بین‌الملل، «فرهنگ و مؤلفه‌های فرهنگی» رکن چهارم سیاست خارجی را تشکیل می‌دهد که در بسیاری از مواقع لایه‌های زیرین سه حوزة دیگر نیز از آن منبعث می‌گردد.
اینکه آیا طراحی یک دیپلماسی فعال و پیشبرد موفقیت‌آمیز آن تا چه حد به خاستگاه فرهنگی آن بستگی دارد و یا اینکه یک فرهنگ کهن، پرمحتوا و مولد تا چه میزان می‌تواند زمینه‌ساز نهادینه کردن سازوکارهای لازم برای طراحی یک دیپلماسی پویا و نیز پرورش دیپلمات­های متبحر باشد، سؤالاتی مهم در این حوزه به شمار می‌روند.
فرانک نینکوویچ، دیپلماسی فرهنگی را تلاش برای ارتقای سطح ارتباطات و تعامل میان ملل جهان با هدف طراحی و بنیاد نهادن تفاهم‌نامه‌ها و توافقاتی بر اساس ارزش­های مشترک می‌داند (Ninkovich, 1996, 3)­. این در حالی است که بنا به تعریف گیفورد مالون، دیپلماسی فرهنگی عبارت است از معماری یک بزرگراه دوطرفه به منظور ایجاد کانال­هایی برای معرفی تصویر واقعی و ارزش­های یک ملت و در عین حال، تلاش برای دریافت درست تصاویر واقعی از سایر ملتها و فهم ارزشهای آنها (Malone, 1988, 12) و سرانجام، در تعریف میلتون کامینگز، دیپلماسی فرهنگی عبارت است از مبادلة ایده‌ها، اطلاعات، هنر، نحوة زندگی، نظام ارزشی، سنتها و اعتقادات به منظور دستیابی به مفاهیم مشترک و تقویت تفاهم متقابل میان ملتها و کشورها (Cummings, 2003, 1).
سیدرضا صالحی امیری و سعید محمدی اعتقاد دارند که منظور از دیپلماسی فرهنگی، تلاش برای درک، آگاهی، مشارکت و ﺗﺄثیر بر افکار عمومی نهادها، سازمان‌ها و دولت‌های سایر کشورهاست. در این فرایند، فرهنگ یک ملت به جهان بیرون عرضه می‌شود و خصوصیات خاص فرهنگی ملت‌ها در سطوح دوجانبه و چندجانبه تبادل می‌یابند؛ بنابراین یکی از حساس‌ترین مسائل مدیریت استراتژیک فرهنگی مکانیسم، به کارگیری ابزار و ظرفیت‌های فرهنگی برای ﺗﺄثیر بر افکار عمومی و دولت‌های سایر کشورها می‌باشد. 
 عرصه دیپلماسی عمومی فرهنگی باعث می‌شود که فرهنگ و اندیشه فرهنگی نظام، که در عرصه‌های مختلف نظری، سیاست‌گذاری، تصمیم‌گیری و الگوهای رفتاری دولت جلوه‌گر است، به افکار عمومی جهانیان منعکس و جایگاه و منزلت واقعی خود را در نظام بین‌المللی پیدا کند. در غیر این صورت با تصویر ناصحیح، عرصه به نفع تبیین‌های ناصحیح و گاه ناشایست از نظام فرهنگی تغییر یافته و زمینه را برای شکل‌گیری نوع اجماع و توافق جهانی علیه فرهنگ و تمدن غنی کشور فراهم می‌آورد. 
 به دلیل پایداری و اثربخشی بلندمدت دیپلماسی فرهنگی، درک حساسیت، سرمایه‌گذاری و سیاست‌گذاری در این حوزه برای متولیان امر بسیار ضروری به نظر می‌رسد. مهم‌ترین الزامات این حوزه، آموزش و تربیت نیروی انسانی کارآمد و آشنا به مبانی و تحولات فرهنگی و مسلط به اصول و زبان گفت‌وگو در نظام جهانی است (صالحی امیری و محمدی، ۱۳۹۵، ۱۴).
با برداشتی تطبیقی از وجوه مشترک این تعاریف می‌توان چنین نتیجه گرفت که دیپلماسی فرهنگی روایت داستان یک تمدن برای صاحبان سایر تمدن­ها با استفاده از ابزارهایی از جنس همان تمدن است. به عبارت دیگر، دیپلماسی فرهنگی آن گاه معنا و مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند که کشوری برای انتقال غنای نهفته در فرهنگ و تمدن خود با استفاده از سازوکارها و ابزارهایی از همان جنس به معرفی و انتقال آن به سایر ملل می‌پردازد و آن را در سیاست خارجی خود لحاظ می­کند.
اهداف و مبانی دیپلماسی فرهنگی عبارتند از:
۱٫ کسب وجهه بین­المللی در میان اقوام و ملت­ها و اثرگذاری بر رفتار آنها.
۲٫ ایجاد نهادهای علمی، فرهنگی جدید به منظور برقراری روابط پایدارتر در بین جوامع مختلف.
۳٫ فهم دقیق اصول موجود در فرهنگ سایر ملت­ها و کنکاش در ریشه­های فرهنگی و اجتماعی دیگر جوامع با هدف ارتقاء درک متقابل میان ملت­ها.
۴٫ شناخت سیاست­های فرهنگی کشور مبدﺃ.
۵٫ شناخت سیاست­های فرهنگی کشور مقصد.
۶٫ شناخت فرهنگ به عنوان قدرت نرم (حقیقی، ۱۳۸۶ ، ۷۷-۷۶).
دیپلماسی فرهنگی و مفهوم قدرت نرم
به باور بسیاری از نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل، دیپلماسی فرهنگی نمونة آشکار اعمال قدرت نرم است که به کشورها این امکان و توان را می‌دهد که در طرف مقابل نفوذ ‌کنند و او را از طریق عناصری چون فرهنگ، ارزش و ایده‌ها ترغیب به همکاری کنند. از دیدگاه ژوزف نای، که یکی از مطرح‌ترین صاحب‌نظران این حوزه است، یک چنین رویکردی در تعارض کامل با قدرت سخت قرار دارد که در آن تسخیر کردن از طریق «نیروی نظامی و قوة قهریه» حرف اول را می‌زند. وی معتقد است که قدرت نرم عبارت است از «توانایی یک دولت در رسیدن به اهداف مطلوب از طریق ایجاد جذبه و کشش و نه با استفاده از قوة قهریه و زور». او اعمال قدرت نرم را از طرقی همچون بسط و گسترش روابط با متحدان و تعاملات فرهنگی میسر می‌داند. از دیدگاه وی یک چنین سیاستی سرانجام، منجر به محبوبیت دولت­ها نزد افکار عمومی کشور مقصد می‌شود و نیز کسب حیثیت و اعتبار و وجهة بین‌المللی برای دولتها را در بر دارد (Nye, 2003, 15).
به طور کلی، آن چه از محتوای کلمات متفکران و اندیشمندان در توضیح واژه قدرت نرم، بر می‌آید این است که قدرت نرم، محصول و برآیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و جهانی، قدرت ﺗﺄثیرگذاری غیر مستقیم توأم با رضایت بر دیگران و… می‌باشد. به طوری که امروزه، این قرائت از قدرت در مقابل قدرت سخت، قدرت نظامی و تسلیحاتی که به نحوی توأم با اجبار و خشونت‌های فیزیکی است به کار می‌رود. لذا قدرت نرم، توانایی شکل‌دهی به ترجیهات دیگران است و جنس آن از نوع اقناع است؛ در حالی که چهره زمخت و سخت قدرت از نوع وادار و اجبار کردن است. نای در کتاب «کاربرد قدرت نرم» بر این عقیده است که قدرت نرم، توجه ویژه‌ای به اشغال فضای ذهنی کشور دیگر از طریق ایجاد جاذبه است و نیز زمانی، یک کشور به قدرت نرم دست می‌یابد که بتواند (اطلاعات و دانایی) را به منظور پایان دادن به موضوعات مورد اختلاف به کار گیرد و اختلافات را به گونه‌ای ترسیم کند که از آنها امتیاز گیرد (نای، ۱۳۸۲، ۱۰).
همچنین قدرت نرم، مباحث عقلانی و ارزش‌های عمومی را شامل می‌شود و هدف آن، افکار عمومی خارج و سپس داخل است. از این رو می‌توان گفت که قدرت نرم، رفتار توأم با جذابیت قابل رؤیت، اما غیر محسوس است. چه در قدرت نرم و یا قدرت فرهنگی، بر روی ذهنیت‌ها سرمایه‌گذاری می‌شود و از جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزش‌ها و همه خواست‌ها سود می‌جوید. از این چشم‌انداز، قدرت نرم به آن دسته از قابلیت‌ها و توانایی‌ها گفته می‌شود که با به کارگیری ابزارهایی چون فرهنگ آرمان و یا ارزش‌های اخلاقی، به صورت غیر مستقیم بر منابع یا رفتارهای دیگر کشورها اثر می‌گذارد. بنابراین به نظر نای، «قدرت نرم (قدرت فرهنگی) زمانی اعمال می‌شود که یک کشور، سایر کشورها را وا دارد چیزی را بخواهند که خود می‌خواهد». توانایی ﺗﺄثیرگذاری به آن چه دیگر کشورها می‌خواهند، با منابع نامحسوس مثل فرهنگ، ایدئولوژی و نهادها ارتباط دارد (شیلر، ۱۳۷۷، ۱۰۰).
برخی از عواملی که تولید کننده و یا تقویت کننده قدرت نرم هستند عبارتند از: ترویج زبان و ادبیات، تبلیغ آرمان‌ها و ارزش‌های متعالی، موقعیت ایدئولوژیکی، ارتباط دیپلماتیک مناسب و گسترده، مناسبات و مبادلات فرهنگی، ارائه تصویر مطلوب از خود، بهره‌گیری مناسب از اطلاعات و فرهنگ در راستای مقاصد دیپلماتیک، طراحی و اتخاذ استراتژی­ها و سیاست‌های مقبول، زدودن ذهنیت‌های تاریخی منفی، کسب جایگاه علمی پیشرفته و فن‌آوری‌های تکنولوژیکی، توان‌مندی اقتصادی بالا، قدرت شکل‌دهی و کنترل افکار عمومی، قدرت نفوذ در باورها و نگرش‌ها، برخورداری از شبکه‌های خبری جهان­گستر و قدرت تولید و توزیع محصولات رسانه‌ای متنوع به کشورها و نفوذ در رسانه‌های بین‌المللی (نای، ۱۳۸۲، ۴۵). همچنین برخورد مناسب و اتحاد مواضع مقبول در برخورد با بحران‌های بین‌المللی، ارائه خدمات بشر دوستانه، رعایت استانداردهای حقوق بشر، حمایت از جنبش‌های سبز و محیط زیست، مشارکت در جنبش‌های صلح طلب و نیروهای حافظ صلح، تشکیل انجمن‌های دوستی با کشورهای مختلف، حضور گسترده در جوامع فرهنگی و رایزنی‌های فرهنگی در سطح وسیع در ایجاد و تقویت قدرت فرهنگی مؤثرند (میلسن، ۱۳۸۸، ۵۶). برخی از نویسندگان حوزه روابط بین‌الملل، عوامل مؤثر دیگری را در تولید و تقویت قدرت نرم و سخت ذکر نموده‌اند که عبارتند از: وضعیت جغرافیایی (آب و هوا، وسعت خاک، موقعیت ژئوپولیتیکی، جمعیت و نیروی انسانی)، ظرفیت اندیشه نادری، ارتباطات، استعدادهای علمی، اختراعات، ابتکارات، سازمان اداری و دولتی، ایدئولوژی و اخلاق اجتماعی، اطلاعات و سطح آگاهی، خرد رهبری و روحیه ملی (کاظمی، ۱۳۶۹، ۱۳۸).
در مجموع می‌توان گفت از جمله ممیزات قدرت نرم، مردمی بودن و غیر رسمی بودن آن است. به عبارت دیگر، قدرت نرم، زمانی می‌تواند تولید گفتمان سازگاری با افکار عمومی نماید که مستلزم قدرت سخت نباشد و بتواند به دور از محدودیت‌ها و امر و نهی‌های قدرت سخت، در شرایط و فضای آزاد، تولید گفتمان محلی، منطقه‌ای و فراملی نماید و با سهولت، پیام خود را به افکار عمومی جهانیان برساند (خرازی و محمدوندی، ۱۳۸۸، ۱۱۸-۱۱۷). نکته قابل توجه، آن است که قدرتی که از این طریق حاصل می‌شود را نباید با عوام گرایی و تولید عوامانه گفتمان، اشتباه گرفت، بلکه قدرت نرم (قدرت فرهنگی) به معنای تخصصی کردن، علمی کردن و عقلانی نمودن حوزه قدرت در همه عرصه‌هاست (مشفق، ۱۳۸۶، ۴).
لذا استفاده از فرهنگ و به خدمت گرفتن ابزارهای فرهنگی در دیپلماسی در مقایسه با سایر ابزارها و اهرم­های رایج در روابط بین‌الملل دارای مزایای بسیاری است که مهم‌ترین آنها را می‌توان به شرح زیر برشمرد:
۱٫ مواجه شدن با مقاومت کمتر در جوامع و کشورهای مقصد از کلیدی‌ترین مزایای دیپلماسی فرهنگی محسوب می‌شود. یکی از مهم‌ترین علل ناکامی دولت­ها در رسیدن به اهداف سیاست خارجی‌شان در سایر کشورها مقاومت­هایی است که در کشورهای مورد نظر در مقابل پیاده شدن آنها صورت می‌گیرد. از آنجا که فرهنگ و ابزارهای فرهنگی در بسیاری از موارد ضمیر ناخودآگاه مخاطبان خود را هدف قرار می‌دهد و با لطافت و ظرافت غیرمشهودی بر لایه‌های عمیق اذهان ایشان ﺗﺄثیر می‌گذارد؛ لذا در مقایسه با سایر ابزارهای شایع در دیپلماسی، دیپلماسی فرهنگی با سهولت بیشتری در لایه‌های زیرین جامعه و با عمق بیشتری رسوخ می‌کند و بر جای می‌ماند.
۲٫ عاری بودن دیپلماسی فرهنگی از لحنی خصمانه و آمرانه در کنار جذابیت بیشتر و «نامحسوس بودن اعمال آن» و در نتیجه، هدف قرار دادن ذهن و روح مخاطبان خود از دیگر مزایای آن است. دیپلماسی آن گاه که با هدف تسخیر اذهان و قلوب مردمان سایر جوامع طراحی و اعمال می‌شود، نباید با یک تلقی خصمانه، منفی و سلطه‌طلبانه در ذهن مخاطبان همراه باشد. مخاطب قرار دادن جوامع و کشورهای دیگر، چه در سطح دولت­ها و چه در سطح ملت­ها، آن گاه که با ابزار قهرآمیز و لحنی آمرانه صورت گیرد، هرچند که ضمانت­های اجرای خود را نیز در کنار داشته باشد، با مقاومت در هر دو سطح روبه‌رو می‌گردد و سرانجام، منجر به صرف هزینة بیشتر و مقبولیت و کارآیی کمتر می‌شود.
۳٫ در دیپلماسی فرهنگی، فرصت بهتری برای حضور جدی‌تر و مجال بیشتری برای ایفای نقش مؤثرتر توسط بازیگران غیررسمی، نهادهای مدنی و اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی مهیا می‌شود و این به نوبة خود بر گسترة حوزة مانور و دامنة ﺗﺄثیرگذاری دیپلماسی فرهنگی در مقایسه با دیپلماسی کلاسیک سنتی می‌افزاید.
۴٫ دیپلماسی فرهنگی بیشتر به دنبال کشف، تعریف و ترویج ارزشها و منافع مشترک و جهان‌شمول و سپس، ﺗﺄمین منافع ملی در چهارچوب این ارزشها و منافع مشترک است.
۵٫ دیپلماسی فرهنگی می‌تواند به منزله فتح بابی برای مفاهمة بیشتر و بهتر میان کشورها به کار گرفته شود و به مرور زمان، منجر به پایه‌ریزی روابط عمیق و پایدار فرهنگی میان کشورها شود و این تعمیق، حتی می‌تواند به حوزه‌های سیاسی و امنیتی هم تسری یابد.
۶٫ در نهایت، دیپلماسی فرهنگی می‌تواند خلاقانه‌تر، انعطاف‌پذیرتر و حتی فرصت‌طلبانه‌تر از دیپلماسی کلاسیک و سنتی در بسیاری از حوزه‌ها طراحی و اجرا شود.
با این توصیفات، دیپلماسی فرهنگی می‌تواند عرصة ظهور همة ظرفیت­های بالقوه و قابلیتهای تاریخی، علمی و هنری یک کشور در حوزه‌هایی از قبیل ادبیات، شعر، سینما، موسیقی و سایر زیرشاخه‌های فرهنگ و هنر شود.
کشورهای مطرحی نظیر آمریکا، بریتانیا، فرانسه، آلمان، اتریش، استرالیا، کانادا و ژاپن در زمرة کشورهایی قرار دارند که جایگاه مخصوصی را در حوزة دیپلماسی فرهنگی به خود اختصاص داده‌اند و آن را قسمتی از راهکار کلان خود در طراحی سیاست خارجی خود می‌دانند. برای نمونه، فرانسه همواره یک التزام تاریخی و پایدار نسبت به ترویج فرهنگ فرانسوی به عنوان یکی از عوامل مهم در سیاست خارجی خود داشته است. گفتگو و مناظره در حوزة تعاملات فرهنگی با کشورهای اروپایی به طور خاص و با سایر کشورهای جهان به طور عام، از مؤلفه‌های اصلی دیپلماسی فرهنگی فرانسه محسوب می‌شود.
بریتانیایی­ها و استرالیایی­ها آنچه را که روابط بین‌المللی فرهنگی می‌نامند، به عنوان یکی از اولویت­های عمده در سیاست خارجی خود تلقی می‌کنند و هدف آن ارائة یک تصویر مثبت از این کشورها در جهان می‌دانند. به زعم این دولت­ها، این مهم از راه تقویت مراودات فرهنگی با سایر ملل جهان و از طریق صدور کالاها و محصولات فرهنگی دست‌یافتنی است.
از منظر کانادایی­ها سیاست خارجی این کشور بر سه ستون سیاست، اقتصاد و فرهنگ استوار شده است. مشارکت همکاری محورانه با سایر فرهنگ­های جهان یکی از محورهای اصلی راهکار کانادا و در سیاست خارجی‌اش است. از منظر وزارت خارجة اتریش، سیاست فرهنگی بین‌المللی جزو جدا ناشدنی سیاست خارجی این کشور محسوب شده و بر مبنای گفتگوی فرهنگی با جهان خارج بنا شده است.
ژاپنی­ها نیز در سیاست خارجی خود آنچه را که تحت عنوان «تعاملات و تبادلات فرهنگی» تعریف کرده، به عنوان یک بخش حیاتی از سیاست خارجی ژاپن قلمداد کرده‌اند و آن را برای ﺗﺄمین اهدافی از قبیل تعمیق فهم متقابل با سایر ملل جهان بر اساس پذیرش تنوع و تکثر فرهنگ­ها، تقویت حس اعتماد میان کشورها و نیز ترویج روح تساهل و گفتگو میان تمدن­ها مفید فائده می‌دانند (خانی، ۱۳۸۴، ۱۴۶-۱۴۴).
انجمن های دوستی
انجمن­های دوستی به صورت بندی ویژه­ای از سازمان­های غیر دولتی اطلاق می­شود که اغلب توسط نخبگان یک کشور به منظور توسعه و تحکیم روابط دوستی با سایر کشورها تشکیل می­گردد و ساختار این انجمن­ها همچون تشکل­های غیردولتی می­باشد که در زمینه­های مختلف در راستای منافع ملی فعالیت می­نمایند (رضایی و نژادلطفی، ۱۳۹۱، ۴۷).
سازمان‌های غیر دولتی یا سازمان­های مردم نهاد[۲] در حال حاضر، ساختارهای توانمندی در روند تعاملی جامعه جهانی بوده و می‌توانند به عنوان پیک فرهنگی مناسبی در راستای حضور ملتها در جهان کنونی و مشارکت در امور گوناگون چه در سطح ملی و چه در سطح فراملی در نظر گرفته شوند. این سازمان­ها از نیمه اول قرن بیستم به شکل نوین خود در جهان مطرح شدند و کارکرد واقعی و عملی آنها در زمینه‌های گوناگون به­خصوص حوزه‌های علمی، فرهنگی، زیست محیطی، بشردوستانه و نظایر آن به منصه ظهور رسیده است.
انجمن­های دوستی از سال ۱۹۶۵ و با همکاری­های بین­المللی یونسکو به وجود آمدند و از آن تاریخ تاکنون پیوسته بر نقش تعیین کننده آنها در معادلات بین­المللی افزوده شده است. این نهادها می‌توانند به عنوان مشاوران ارزشمندی برای نهادهای دولتی و سایر سازمان­های غیر دولتی و بین‌المللی باشند و از توانایی و ظرفیت مناسبی در جهت گسترش پیوندهای علمی، فرهنگی، توسعه روابط دوستانه میان جوامع مختلف و تحکیم صلح و دوستی ملی و جهانی برخوردار شوند. از همین روی است که امروزه این انجمن­ها به نحو فزاینده‌ای در حال افزایش و توسعه کمی و کیفی هستند.
با گسترش شبکه­ها و رسانه­های جدید ارتباطی به عنوان مکان عمومی جدید، بازیگران جدیدی پا به عرصه جامعه مدنی جهانی گذاشتند. سازمان­های رسمی اجتماعی مستقل از دولت­ها که هدف آنها پیگیری اهداف و ارزش­های مشترک در زمینه­های مختلف اجتماعی، فرهنگی، فنی، اقتصادی و… است. این بازیگران با کمک روش­های مختلف مانند استفاده از عرصه سیاست شبکه­ای و رسانه­ای، نفوذگری، اطلاع رسانی، بسیج و سازماندهی مردم و… تلاش دارند نفوذ خود را بر فرایندهای سیاستگزاری و تصمیم­گیری دولت­ها و دستور کار جهانی افزایش دهند.
دولت­ها به لحاظ وظایف ساختاری خود به­ویژه وظایف دیپلماتیک، نمی­توانند نسبت به این سازمان­ها بی تفاوت باشند؛ لذا توجه آنها به دیپلماسی عمومی نوین پاسخی به افزایش و اهمیت نقش کنشگران قلمرو عمومی در ساخت هنجارها، قواعد و مدیریت امور جهان است.
انجمن­های دوستی به دو دلیل از اهمیت دو چندان برخوردار هستند. نخست، آن که این انجمن­ها، نهادی تخصصی و کارآمد در عرصه دیپلماسی غیر رسمی و عمومی هستند که فلسفه وجودی آنها توسعه روابط مردمی و دوستانه است. دوم، این تشکل­ها دارای رسالت تعریف شده ای در حوزه فرهنگ بوده و یکی از ماموریت­های اصلی و سازمانی آنها بر اساس عرف بین­المللی و اساسنامه­های بومی آن­ها، توسعه روابط فرهنگی دو کشور می­باشد.
از آنجائی که انجمن­های دوستی در دو عرصه کلیدی یعنی روابط میان ملت­ها و محیط بین­المللی ایفای نقش می­نمایند حوزه فعالیت و کنشگری آنها بسیار گسترده و وسیع ارزیابی می­شود. به عبارت دیگر به جز روابط سیاسی و نوع تعاملات رسمی که در حوزه اختیارات حاکمیتی هر کشور قرار دارد این انجمن­ها می­توانند در سایر امور به­ویژه در زمینه­های فرهنگی، اجتماعی، علمی، دانشگاهی، اقتصادی  بهداشتی، امور بشردوستانه، محیط زیست و … به انجام فعالیت بپردازند.
به طور طبیعی، این انجمن­ها می­توانند با ساختارهای توانمند خود در روند تعامل با جامعه جهانی فعال بوده و به­عنوان پیک فرهنگی مناسبی در راستای حضور ملت­ها در جهان کنونی و مشارکت در امور گوناگون، چه در سطح ملی و چه در سطح فراملی در نظر گرفته شوند. این انجمن­ها نشان­دهنده تلاش ملت­ها در جهت تعمیق همبستگی، برادری و دوستی میان خود و استفاده از تجربه‌های انباشته شده جامعه بشری برای نهادسازی در زمینه فعالیت‌های گوناگون در حوزه روابط بین‌الملل می‌باشند؛ همچنین انجمن­های دوستی می‌توانند به­عنوان مشاوران ارزشمندی برای نهادهای دولتی و سایر سازمان­های غیر دولتی و بین‌المللی باشند و از توانایی و ظرفیت مناسبی در جهت گسترش پیوندهای علمی، فرهنگی، توسعه روابط دوستانه میان جوامع مختلف و تحکیم صلح و دوستی ملی و جهانی برخوردارشوند.
انجمن­های دوستی به مثابه سازمان­های مردم‌نهاد در نظام بین­الملل
انجمن­های دوستی به مثابه سازمان­های مردم‌نهاد در نظام بین­الملل هستند که به طور مستقیم به عنوان بخشی از ساختار دولت محسوب نمی‌شود، اما نقش بسیار مهمی به ‌عنوان واسطه بین فرد فردِ مردم و قوای حاکم و حتی خود جامعه ایفا می‌کند. بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد، غیرانتفاعی و مستقل از دولت هستند و بودجه این سازمان‌ها از راه کمک‌های مردمی و در مواردی نیز با کمکِ سازمان‌های دولتی، دولت یا ترکیبی از این روش‌ها ﺗﺄمین می‌شود. سازمان غیردولتی به تشکل­هایی اطلاق می‌شود که توسط گروهی از اشخاص حقیقی یا حقوقی غیرحکومتی به صورت داوطلبانه با رعایت مقررات مربوطه ﺗﺄسیس شده و دارای اهداف غیرانتفاعی و غیرسیاسی می­باشد. موضوع فعالیت سازمان مشتمل بریکی از موارد علمی، فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، هنری، نیکوکاری وامورخیریه، بشردوستانه، امورزنان، آسیب دیدگان اجتماعی، حمایتی، بهداشت و درمان، توانبخشی، محیط زیست، عمران وآبادانی و نظایرآن یا مجموعه ای از آنها می­باشد.
سه مرحله یا دوران تکامل سازمان‌های غیردولتی توسط کورتون در سال ۱۹۹۰ در نوشته‌ای تحت عنوان «سه دوره شکل گیری فعالیتهای داوطلبانه» شناسایی شده‌است. در مرحله اول، نوع خاصی از سازمان مردم‌نهاد شکل می‌گیرد که بر امدادرسانی و رفاه متمرکز بود و مستقیماً به افراد ذی‌نفع خدمات امدادی ارائه می‌کرد. توزیع غذا، ﺗﺄمین پناهگاه و ارائه خدمات بهداشتی نمونه‌هایی از خدمات این قبیل سازمان‌های مردم‌نهاد بود. در واقع سازمان مردم‌نهاد در این مرحله نیازهای روز افراد را تشخیص می‌دادند و به برآورده ساختن آنها می‌پرداختند. در مرحله دوم از تکامل، سازمان‌های مردم‌نهاد از لحاظ وسعت و اندازه کوچکتر شده و به مجموعه‌های مستقل و خودکفای محلی تبدیل شدند. سازمان‌های مردم‌نهاد در این مرحله از تکامل، امکانات جوامع محلی را گسترش دادند تا بتوانند با “اقدامات محلی مستقل” نیازهای آنها را برآورده سازند. کورتن، مرحله سوم از تکامل و شکل­گیری سازمان‌های مردم‌نهاد را “توسعه نظام‌های پایدار” می‌خواند. در این مرحله، سازمان‌های مردم‌نهاد می‌کوشند تغییراتی را در سیاست­ها و مؤسسات در سطح داخلی، ملی و بین‌المللی به وجود آورند؛ آنها از نقش سابق خود که ﺗﺄمین و ارائه خدمات عملیاتی بود، فاصله گرفته و نقش کاتالیزوری به عهده گرفتند. به‌تدریج این سازمان از «سازمان مردم‌نهاد امدادرسان» به «سازمان مردم‌نهاد توسعه و آبادانی» تغییر ماهیت داد.
اگرچه انجمن‌های داوطلبانه شهروندان در سراسر تاریخ وجود داشته‌اند، سازمان‌های غیردولتی اغلب به همان منوال که امروزه، به­ویژه در سطح بین‌الملل دیده می‌شوند، در دو قرن اخیر توسعه یافته‌اند. شاکله اساسی سازمان­های غیردولتی در قرن نوزدهم تجلی یافت. در سال ۱۹۲۴، اتحادیه انجمن­های بین­المللی به تفکیک سازمان­های غیردولتی پرداخت. اما قبل از آن، نخستین فعالیت‌های مرتبط با تشکیل سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی در سال ۱۸۳۹ آغاز شد. برای مثال «موسسه‌ حقوق بین‌المللی»، (برنده‌ جایزه‌ صلح نوبل ۱۹۰۴) در سال ۱۸۷۳ در شهر «گان» بلژیک شکل گرفته است. اتحادیه‌ بین‌المجالس در سال ۱۸۸۹ تشکیل شده و «دفتر بین‌المللی کار» (برنده‌ جایزه‌ صلح نوبل ۱۹۱۰) در سال ۱۸۹۲ در «برن» سوئیس ﺗﺄسیس شده است. البته انجمن­‌های داوطلبانه‌ شهروندان در سراسر تاریخ وجود داشته‌اند که یکی از اولین سازمان‌های این چنینی، صلیب سرخ جهانی است که در سال ۱۸۶۳ ﺗﺄسیس شد. عبارت «سازمان‌های غیردولتی» با ﺗﺄسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ که مفاد آن در ماده‌ی ۷۱ از فصل ۱۰ منشور سازمان ملل آمده است، به وجود آمد. اولین تعریفی که از «سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی[۳]» ارائه شده است، مربوط می‌شود به قطعنامه‌ ۲۸۸ ECOSOC به تاریخ ۲۷ فوریه‌۱۹۵۰ که در آن چنین آمده‌ است که «هرگونه سازمان بین‌المللی که از طریق پیمان و معاهده‌ بین‌المللی ایجاد نشده است، سازمان غیردولتی است.» (مصفا، ۱۳۸۶: ۳۹۸)
فرایند جهانی‌سازی در قرن بیستم موجب اهمیت یافتن سازمان‌های مردم‌نهاد شد. امکان حل خیلی از مشکلات داخل یک کشور وجود نداشت. معاهدات بین‌المللی و سازمان‌های بین‌المللی از قبیل سازمان تجارت جهانی بیش از حد بر منافع مؤسسات مالی بزرگ متمرکز بودند. در اقدامی برای متعادل کردن این روند، سازمان‌های غیردولتی با ﺗﺄکید بر مسائل بشردوستانه، کمک به توسعه و توسعه پایدار ﺗﺄسیس شدند که نمونه بارز آن اجلاس اجتماعی جهان است که هر ساله در ماه ژانویه در داووس برگزار می‌شود و رقیب اجلاس اقتصادی جهان محسوب می‌شود. بر اساس گزارش تهیه ‌شده توسط سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۵ درخصوص حکومت جهانی، نشان می‌داد که در آن زمان قریب به ۲۹۰۰۰ سازمان مردم‌نهاد بین‌المللی وجود داشته ‌است. تعداد سازمان مردم‌نهاد داخلی کشورها حتی از این رقم نیز بالاتر بوده‌است به طوری که حدود دو میلیون سازمان غیردولتی در آمریکا فعالیت می‌کنند که بیشتر آنها در دهه­های گذشته تشکیل شده‌اند. روسیه نیز ۴۰۰۰ سازمان مردم‌نهاد دارد. همچنین در هندوستان نیز دو میلیون سازمان مردم‌نهاد وجود دارد.
علل شکل­گیری سازمان‌های مردم نهاد را می­توان در اهداف بشردوستانه یا تجربه‌ شخصی در برخورد با معضلات اجتماعی و یا دستورات و سفارشات بزرگان در نیکوکاری و حرکت‌های انسان دوستانه جستجو کرد. تشکل‌های غیر دولتی برای ادامه‌ فعالیت و انجام وظایف خود نیازمند ویژگی‌هایی هستند که ضامن بقا و موفقیت آنهاست از جمله خودجوشی، نیاز طبیعی، اهداف مشترک اعضاء، قانون‌مندی، برنامه و فعالیت مدون، مشارکت­پذیری و استقلال. بدیهی است، هر ﻣﺆسسه یا بنیاد غیردولتی با توجه به نیاز اعضای خود، موضوع فعالیت مشخصی را پی­می‌گیرد. موضوعاتی مانند: دین، آموزش، بهداشت، محیط زیست، اشتغال، فرهنگ، هنر، جوانان، کودکان، زنان، سالمندان و یا موضوعات تخصصی و علمی؛ لذا سازمان‌های مردم نهاد، با ﺗﺄکید بر سه اصل داوطلبانه، غیر انتفاعی و غیر سیاسی تشکیل و ﺗﺄسیس می‌شوند.
سازمان‌های مردم‌نهاد برای رسیدن به اهداف گوناگونی فعالیت می‌کنند و معمولاً در جهت پیشبرد اهداف خود فعال هستند. تعداد این قبیل سازمان‌ها بسیار زیاد است و اهداف آنها طیف وسیعی از موقعیت‌های سیاسی و فلسفی را در بر می‌گیرد. برای نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بهبود وضعیت محیط زیست و گردشگری در کشور.
  • کمک های درمانی به بیماران خاص در حوزه سلامت.
  • تشویق گروه‌ها و مردم به رعایت حقوق بشر و حقوق جانوران در جامعه.
  • بالا بردن سطح رفاه قشرهای محروم و آسیب‌پذیر اجتماع با مطرح ساختن یک برنامه مشترک و دسته جمعی و آگاهی‌رسانی به طبقات مختلف جامعه.
  • حمایت از بیماران مبتلا به اعتیاد در حوزه آسیب­های اجتماعی در کشور.

سازمان­های غیردولتی در دو سطح داخلی و بین­المللی فعالیت می­کنند. از آنجا که درک و ماهیت فعالیت­­های سازمان­های غیردولتی متفاوت است؛ بنابراین شاید تعریف مورد اجماع به سختی به دست آید. بررسی ادبیات سازمان­های غیردولتی گواه این ادعاست (ابراهیم بیک زاده، ۱۳۷۹: ۱۲۴-۱۴).
شواری اقتصادی اجتماعی ملل متحد در قطعنامه سال۱۹۵۰، این بازیگران غیر رسمی را هر سازمانی می­داند که سند ﻣﺆسس آن ناشی از یک موافقتنامه بین­الدولی نباشد. از این رو، سازمان­های غیردولتی به عنوان بخشی از جامعه مدنی می­باشند که می­توان سه معیار عمده برای تعریف آنها طرح نمود: ۱٫ داشتن هدف عام المنفعه، ۲٫ اساسنامه آن نباید بین دولتی باشد، ۳٫ انجام فعالیت ﻣﺆثر بیش از دو کشور.
با توجه به اهمیت این سازمان­ها در پیشبرد منافع بشری، سازمان ملل متحد در دهه ۹۰ در جهت گسترش روابط خود و سازمان دهی غیردولتی گام برداشت. دبیرکل وقت سازمان ملل در گزارشی با عنوان تقویت سازمان ملل،  دستور کاری برای تغییر رویکردهای سازمان ملل در بهره­­­گیری از سازمان­های غیردولتی ارائه داد که از اهمیت روبه افزایش این سازمان­ها حکایت دارد. در همین راستا، در سال۲۰۰۳ دبیرکل، ﻫﻴﺄتی را به ریاست رئیس جمهور سابق برزیل جهت ارتباط بیشتر سازمان ملل با جوامع مدنی برگزید که ماموریت داشت پس از بررسی، گزارشی را حول محورهای زیر تنظیم نماید:
–      افزایش مشارکت سازمان های غیردولتی در ارکان بین دولتی؛
–      ﺗﺄسیس صندوقی برای افزایش مشارکت سازمان­های غیردولتی از کشورهای در حال توسعه؛
–      اعتباربخشی آنها در نظام ملل متحد؛
–      ارتقای گفت وگو میان دبیرخانه سازمان و سازمان­های غیردولتی؛
–      تقویت ارتباط سازمان­های غیردولتی در سطح کشورها؛
این روند، در یونسکو نیز پی گرفته شد به طوری که در بند۴ ماده۱۱ اساسنامه یونسکو پیرامون روابط با سایر سازمان­ها و ﻣﺆسسات می­گوید: «سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی ملل متحد می­تواند ترتیبات مناسب برای مشورت و همکاری با سازمان­های غیردولتی درباره مسایل داخلی در صلاحیت خود را به عمل آورده و از آنها دعوت کند که وظایف خاصی را عهده­دار شوند. این همکاری می­تواند شامل شرکت مناسب نمایندگان این سازمان­ها در کمیته­های مشورتی تشکیل شده توسط کنفرانس عمومی نیز باشد» ( ابراهیم بیک زاده، ۱۳۸۳: ۵۴۳).
در اجرای این بند، یونسکو در طول سال­ها تلاش کرده شبکه ارتباطی ارزشمندی با سازمان­های غیردولتی در راستای تبلور جامعه مدنی جهانی ایجاد کند. از این رو، با توجه به اهمیت سازمان­های غیردولتی و رشد فزاینده آنها، یونسکو بر آن شد روابط خود را دوباره با آنها مورد بررسی قرار دهد. به عنوان مثال، در کنوانسیون تنوع میان فرهنگی۲۰۰۵، با توجه به آنکه تمام بخش­های جامعه مدنی در شکل­دهی به سیاست­های عمومی برای ترویج و حمایت از تنوع فرهنگی می­تواند فعال باشند، نقش سازمان­های غیردولتی ارتقا یافت.
به طوری که در ماده ۱۵، در روش همکاری، دولت­های عضو باید مشارکت میان بخش­های عمومی- خصوصی و سازمان غیرانتفاعی را به منظور همکاری با کشورهای در حال توسعه برای بهبود ظرفیت­های آنها در حفظ و ترویج تنوع بیان­های فرهنگی تشویق کنند. این مشارکت باید برحسب نیازهای عملی کشورهای در حال توسعه بر توسعه بیشتر زیربنای اقتصادی- منابع انسانی سیاست­ها و همین طور تبادل فعالیت­ها، کالاها و خدمات فرهنگی ﺗﺄکید کردند.
چنین رویکردهایی در سطح نظام بین­الملل، جوامع مدنی کشورها را به سمت مشارکت هرچه بیشتر در ورای مرزهای ملی و سیاستگزاری خارجی سوق داد که برون داد آن اهمیت چشمگیر انجمن­های دوستی در جامعه جهانی بود.
با کاهش نقش دولت – ملت­ها به عنوان بازیگران اصلی نظام بین­الملل و از طرفی مباحث مربوط به جهانی شدن و افزایش آگاهی انسانی، واگذاری نقش­ها به بازیگران غیردولتی مانند انجمن­های دوستی سیر فزاینده یافت. به طوری که انجمن­های دوستی با ﺗﺄکید بر روابط میان فرهنگی و فرهنگی بین­المللی در کشورهای مختلف، پل ارتباطی غیررسمی میان ملت­ها در کشورها قرار گرفتند.

ادامه مطلب

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ امین رستمی نفسم رفت

همین حالا دانلود کنید و لذت ببرید از موزیک امین رستمی بنام نفسم رفت همراه با تکست ♪

شعر : مهرزاد امیرخانی / تنظیم کننده : کوشان حداد

Download New Song By : Amin Rostami – Nafasam Raft With Text And Direct Links In UpMusic

1492365596 دانلود آهنگ امین رستمی نفسم رفت

متن آهنگ نفسم رفت امین رستمی

♪♪♫♫♪♪♯

تورو دیدم نفسم رفت دل تنگم از دستم رفت
عاشقی بود احساس من تو خود عشقی واسه من♪♪♫♫♪♪♯
خدا عشقم ازم دوره خدا قلبم چه صبوره
خودت اینجا توی قلبم چرا دستات اینقدر دوره
چی آوردی به سرم که یه عمره من دربدرم
دیگه هر جوری شده دل تورو باید ببرم

♪♪♫♫♪♪♯ شعر : مهرزاد امیرخانی ♪♪♫♫♪♪♯
چی آوردی به سرم چی آوردی به سرم
چی آوردی به سرم که از همه دیوونه ترم
حالا از این جنون دیگه نمیخوام بگذرم
چی آوردی به سرم چی آوردی به سرم
تو نباشی من غم دارم درد دل با قلبم دارم♪♪♫♫♪♪♯
تنها میمونم ولی باز تورو تنها نمیزارم
حسمون عین جنونه خدا هم عاشقمونه
دوس دارم همیشه این حس مثه این روزا بمونه
چی آوردی به سرم که یه عمره من دربدرم

♪♪♫♫♪♪♯ تنظیم کننده : کوشان حداد ♪♪♫♫♪♪♯
دیگه هر جوری شده دل تورو باید ببرم
چی آوردی به سرم چی آوردی به سرم
چی آوردی به سرم که از همه دیوونه ترم
حالا از این جنون دیگه نمیخوام بگذرم♪♪♫♫♪♪♯
چی آوردی به سرم چی آوردی به سرم

♪♪♫♫♪♪♯

امین رستمی نفسم رفت

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ امین رستمی نفسم رفت

ادامه مطلب

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ بهنام صفوی عشق من باش

آهنگ زیبا و بسیار شنیدنی بهنام صفوی بنام عشق من باش همراه با متن و دو کیفیت 320 و 128

Download New Song By : Behnam Safavi – Eshghe Man Bash With Text And Direct Links In UpMusic.Ir

2 دانلود آهنگ بهنام صفوی عشق من باش

متن آهنگ عشق من باش بهنام صفوی

♪♪♫♫♪♪♯

خوب من میخوامت آرزومه بیام تو خوابت
عزیزم بخندی بشم محو صورت ماهت
دوست دارم بمیرم اما اون اشکاتو نبینم♪♪♫♫♪♪♯
بردی تو دیگه قلب من میخوام اون دستاتو بگیرم
عشق من باش جون من باش
نذاری یه روز این دلو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم
نمیتونم از تو چشم بردارم

♪♪♫♫♪♪♯ دانلود آهنگ عشق من باش ♪♪♫♫♪♪♯
عشق من با تو شادم آخه نمیری تو از یادم
روزی که تو رو دیدم دلمو به دل تو دادم
حالا من میدونم بی تو یه لحظه نمیتونم
تا دنیا باشه پا برجا به پای عشقت میمونم
عشق من باش جون من باش
نذاری یه روز این دلو تنهاش♪♪♫♫♪♪♯
ای دیوونه دوست دارم
نمیتونم از تو چشم بردارم
برای داشتن تو حتی واسه یه لحظه

♪♪♫♫♪♪♯ خواننده و آهنگساز : بهنام ضفوی ♪♪♫♫♪♪♯
جونم و زندگیمو بدم بازم می ارزه
دلم میلرزه
عشق من باش جون من باش
نذاری یه روز این دلو تنهاش
ای دیوونه دوست دارم♪♪♫♫♪♪♯
نمیتونم از تو چشم بردارم

♪♪♫♫♪♪♯

بهنام صفوی عشق من باش

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ بهنام صفوی عشق من باش

ادامه مطلب